تبلیغات
نوشته های محمد بلوچ زهی
چون می اندیشم پس می نویسم
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 11 فروردین 1391

Yaddasht- Balutch - 17 Bahman 90.jpgمحمد بلوچ زهی:جریان روشنفکری در هر کجای دنیا همیشه در اقلیت بوده و هست و طبیعی است که توده مردم در اکثریت مطلق به سر می برند اما آنچه که این جریان را با هم طیفان بلوچ خویش متمایز می سازد عملگرا نبودن جریان روشنفکری بلوچ و گسست های اجتماعی میان آنهاست.
همین عملگرا نبودن آنها و یا به تعبیری ادبی تر ظاهر شنبه گونه «حرف» و جمعه های «عمل» این قشر باعث شده میان«حرف« و« عمل» شکاف عمیقی ایجاد شود و هیچگاه حرف ها رنگ عمل به خود نگیرد و طرح های پیشنهادی نیز مجال اجرا نیابند.
اگر در آغاز این مقوله به تعاریف صحیح روشنفکری اشاره نماییم در ویکی پدیا «روشنفکری به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر آمده است به همین دلیل آنرا به عنوان روح انتقادگرا و ممیز دانسته است.
همچنین این دانشنامه آزاد روشنفکر را چنین تعریف نموده است که: روشنفکر از طبقه تحصیل کردگانی در جامعه‌است که با دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، ارزشی، فرهنگی و سیاسی اقدام به موضع گیری در مباحث و مسائل حساس و مهم جامعه خویش و جامعه جهانی می‌کنند.[۱] روشنفکر نسبت به مسائل جامعه خودی و جامعه جهانی و نیز نسبت به آرمانها و بایسته‌ها احساس مسئولیت و تعهد می‌کند و...«(ویکی پدیا)
نکته ای اساسی و بسیار مهمی که باید همیشه مورد توجه قرار گیرد رفتارهای اجتماعی این قشر در جامعه است که به آنها مقبلولیت می بخشد و اگر این رفتارها و حتی نوع بیان عقاید آنها مورد قبول جامعه بلوچ قرار نگیرد به مراتب تبعات اینگونه حرکات اصلاح گرایانه و تحول خواهانه به شکست محکوم می شود و تا برهه ای از زمان در بین افکار عمومی بلوچ مردود شمرده خواهد شد.

بگذارید یک واقعیت تلخ در میان جریان روشنفکری بلوچ را مورد اشاره قرار دهیم که یک گونه استبداد پنهان در دل این قشر از جامعه یافت می شود استبدادی کشنده که در لابه لای حرف ها و حتی رفتار اجتماعی آنها پنهان مانده و البته شاید این استبداد تعمدی نباشد و می شود در پرداختن به زوایای پیدا و پنهان در صدد رفع آن برخواست.
در عین حال و بدون شک روشنفکران و تحول گرایان کنونی بلوچ از دلسوزترین و صادق ترین قشر این جامعه سنت گرا هستند و اگر این ظرفیت در آنها بوجود بیاید که رفتارهای اجتماعی و نوع گزینش ابزارها جهت رسیدن به اهداف خود را به نوعی منطبق با شرایط روز بسنجد و عام پسند نمایند به مراتب موفق تر عمل خواهند نمود و جامعه نیز به درک بهتری از عملکرد و اهداف تحول خواهانه آنها پی خواهد برد و آنها را همراهی خواهد کرد.
در جامعه غیر قابل انعطاف بلوچ تا اصلاح از درون خود قشر تحول گرا و روشنفکر صورت نگیرد هیچگاه این جامعه سخت پسند به ندای تحول تحولگراها و روشنفکران لبیک نخواهد گفت و پذیرش افکار و اندیشه های نو را بر نخواهد تابید.
گاهی مبحث هایی ظریف از طریق جریان روشنفکری و تحول گرای بلوچ صورت می گیرد به قصد مدرنیزه کردن برخی از آداب و رسوم جامعه بلوچ و زدودن برخی از غبارهای ناشی از خرده فرهنگ ها و ناهنجاری های زائد فرهنگ بومی که اگر این حرف ها شکل عمل به خود بگیرد ، مسلماً می شود جامعه را به سمت مدرنیته هدایت کرد و اندیشه های نو و افکار عمومی منعطف را نیز با خود همراه خواهد ساخت.
اما در این میان نباید از چند نکته مهم و کلیدی که مسیر مدرنیته را برای فرهنگ ها بخصوص فرهنگ غیر قابل انعطاف بلوچ به انحراف می کشاند، غفلت ورزید اول بار اینکه تغییرات باید چنان اعمال گردد که هیچگونه خسارت مادی و معنوی را برای فرهنگ و عقاید ملی،قومی،مذهبی و هویتی ما در پی نداشته باشد.
دوم اینکه برخی از روشنفکران بلوچ با مطالعه کتب و منابع موجود که توسط روشنفکران و نظریه پردازان داخلی و خارجی منتشر شده است را مصداق فعالیت های خویش قرار می دهند و در برخی موارد دچار سوء برداشت و تعبیر غلط از کتاب های مورد مطالعه قرار گرفته خواهند شد که این خود در آینده ای نزدیک گرفتاری های آن غریبانگیر جامعه بلوچ را خواهد گرفت و ممکن است گاهی این همسان سازی نظریه ها برای جامعه بلوچ جواب مثبت در پی نداشته باشد.
بهترین مثال در این زمینه را می توان در سالهای پیش از انقلاب در برخی از روشنفکران از جناح ها و مسلک های مختلف آورد که امروز روشنفکران دیگری بر آن هستند که آنها اغلب هر اندیشه را که باب می شد، به کار می بردند و تبلیغ می کردند، بدون اینکه درک عمیقی از آنها داشته باشند.
اما تاکید می شود مهمترین مقوله ای که در این مورد مهم توجه می شود تاثیر پذیری کتب مورد مطالعه شده در روشنفکران بلوچ است که در برخی مواقع این تاثیر پذیری بدلیل عدم درک عمیق ممکن است طبق خواست روشنفکران پیش نرود.
از دیگر روش ناکار آمد روشنفکران بلوچ که برای مبارزه با سنت برگزیده اند اول اینکه هنوز تعاریف دقیقی از سنت را ارائه ننموده اند و تفکیک دقیقی از سنت های اسلامی را با سنت های کنونی رایج در جامعه انجام نداده اند یعنی عام سنت کنونی را باسنت های دینی به اشتباه گرفته و این مهم باید اول شفاف سازی شود و بعد به سراغ مبارزه با سنت های غلط رفت.
امروز گروهی از روشنفکران معتقدند که بحث «سنت و تجدد» در ایران موضوع روز شده، تبدیل به مهم‏ترین مساله ما شده است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم سنت را با خود داریم پس بهتر است به جای آنکه به آن پشت بکنیم آن را بشناسیم.
اقلیت روشنفکر و روشنگر جامعه بلوچ باید طوری عمل نمایند و یا به عبارتی به شکلی هنر خویش را با ظرافت توام با جذابیت به عرضه بگذارند که نه تنها خریداران آن گمان می رود در آینده از قشر تحصیلکردگان،فعالان و نو اندیشان بلوچ هستند؛ علاقمندی به این کالا نشان بدهند بلکه این تعدد پیوستن طیف ها راه را برای مجذوب ساختن عموم مردم هموار سازد تا اقلیت روشنفکر و تحولگرا به اهداف خود جهت مدرنیزه کردن سنت ها کسب موفقیت نمایند.
در فرهنگ ما ایرانی ها همیشه کار جمعی و گروهی چندان استعداد موفقیت نداشته شاید به همین دلیل باشد که ظرفیت ها و استعدادها هیچ وقت مجال جمع شدن در کنار هم نیافته تا نقد از درون خود را بطور اساسی پیش ببرند تا طرحی نور در اندازند و جامعه سنتگرا را به سمت تجدد سوق دهند.
کمتر کتابی را می توان از میان اندک کتب انتشار یافت نویسندگان و روشنفکران بلوچ یافت که به این مباحث پرداخته شده و اگر حرف های جاری و طرح های روشنفکرانه نیز در قالب کتاب به چاپ برسد خود نشانه ها و علائم امیدوار کننده ای جهت شکست طلسم فاصله ها بین حرف و عمل می شود.
در حال حاضر آن علایم و نشانه های مورد نظر که اثبات حرف و عمل را به هم پیوند بدهد مشاهده نمی شود و این امر زمانی رنگ عمل به خود می گیرد که پیوندی در گسست ها صورت پذیرد و تفکر فردی جایگزین تفکر جمعی گردد و اینگونه خواهد شد اصلاح از درون جریان روشنفکر صورت خواهد گرفت و استعداد ها را جذب خواهد ساخت و کار جمعی نتیجه خواهد داد و دست آخر افکار عمومی را نیز متقاعد خواهد ساخت تا آنچه در چنته این جریان است جزء صداقت و دلسوزی جهت پیشرفت جامعه بلوچ چیزی دیگر نیست و اینچنین خواهد شد که موفقیت نسبی مد نظر به وجود خواهد آمد.

ارسال شده توسط محمد بلوچ زهی در ساعت 01:22 ب.ظ | نظرت شما ()