تبلیغات
نوشته های محمد بلوچ زهی
چون می اندیشم پس می نویسم
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

http://upload7.ir/imgs/2014-05/15700625879274643713.jpgآفتاب یزد-نسترن رضایی: طرف مقابل گفتگوی ما از چهره های شاخص و از تحلیل گران صاحب اندیشه بلوچ است که تحلیل های واقع گرایانه وی در حوزه مسائل سیستان و بلوچستان برند خاص خود را دارد شاید یکی از عمده دلایل متمایز تحلیل های ایشان در همین باشد که آنرا مورد توجه قرار داده است.

محمد بلوچ زهی سردبیر بخش فرهنگ بلوچ سایت«انسان شناسی و فرهنگ» بزرگ ترین مرجع تخصصی در زمینه فرهنگ و انسان شناسی برای ایرانیان در سراسر دنیا می باشد؛ این تحلیلگر مسائل بلوچستان به سوالات ما پیرامون تحولات اخیر در منطقه پاسخ گفت.

آیا حوادث و تحولات موجود در سیستان و بلوچستان با گذر زمان همراه بوده و یا نه این تحولات و در کنار آن حوادث مربوط به دوره زمانی خاصی هستند؟

اگر به تاریخ معاصر پس از انقلاب در بلوچستان نگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که سوا از حوادث، این تحولات مربوط به یک بازه زمانی خاص  نبوده بلکه طی  دهه های گذشته این منطقه محل تحولات بی شماری از جمله : انتصاب یک زن به فرماندهی لشکریان میرچاکر بلوچ در حمله به هندوستان،نبرد همل و جیهند کلمتی با پرتغالی ها و دفاع از تمامیت ارضی کشورتوسط این دلیرمرد بلوچ ، تحولات پس از آن در سال 1213 که همراه بود با رشادت های میرکمبر این اسطوره وطن دوست بلوچ ، بعد از آن در سال1336 غائله مربوط به دادشاه که پس از آن بلوچستان را آبستن حوادثی تلخ نمود و این منطقه را مدت ها در کانون توجه جهانیان قرار داد و نیز در سال 1357 تحولات خاص مربوط به انقلاب و ظهور جریانهای تاثیرگذار بلوچ در پیروزی انقلاب اسلامی ؛بوده است.


در طول تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی نیز در سیستان و بلوچستان سوا از حوادث تلخ همواره بدلیل تنوع و تکثر فراوان و همچنین فضای اکتیو موجود در این استان استراتژیک آبستن تحولات و وقایع مهمی بوده است از حضور پرشور علمای سنی و شیعه و در کل مردم بلوچ و سیستانی در تظاهرات و راهپیمایی های سال های دهه پنجاه تا حضور در جنگ تحمیلی و نیز میزان مشارکت بالای مردم در پای صندوق های رای همواره تحولات سیستان و بلوچستان را متمایز نموده است.

تحلیل شما از حوادث اخیر این روزهای سیستان و بلوچستان چیست؟

نان کاسبین نفاق در گرو ناامنی و ایجاد تفرقه بین گروههای سنی و شعیه مذهب موجود در استان است این گروهها و جریانهای تندرو هنری جزء این ندارند که بتوانند نان توانمند و شایستگی خویش را بخورند.ظاهراً عده ای از اقدامات و نگاه توسعه ای دولت نسبت به استان سیستان و بلوچستان و مهمتر از آن محبوبیت روز افزون دولت تدبیر و امید باتوجه به پایگاه رای بالای حسن روحانی در بلوچستان نگران هستند و با یک سری اقدامات توطئه ای و تخریبی در تلاش هستند فضای موجود در استان را ناامن نمایند و از این طریق مقبولیت و محبوبیت دولت را مخدوش نمایند تا ادر ین میان با نا امیدی و شکاف بین مردم و دولت به نان و نوایی برسند.

می شود بیشتر در خصوص این اقدامات توطئه ای توضیح بفرمایید؟

ابتدا اجازه بفرمایید جهت ترسیم فضای کلی موجود در سیستان و بلوچستان و شرایط سخت کاری در این استان به این نکته مهم بسنده نمایم همانطور که در پایتخت جهت پیشبرد سیاست های دولت موانع جدی و مصائب و مشکلات فراوانی از سوی افراط گرایان دامنگیر حسن روحانی شده به همان میزان بر سر جاده خاکی توسعه در سیستان و بلوچستان،علی اوسط هاشمی نیز با وجود همگامی  اکثر قریب به اتفاق مردم در منطقه با دست اندازها و چاله چوله های ضد توسعه ای روبروست منتهی در همان ابتدا کار دولت هوشمندی یک انتصاب و پاسخ به خواست اکثریت مردم توسط روحانی با گماردن استانداری بر اساس ذائقه اکثریت از حجم این چاله چوله های ضد توسعه ای بر جاده خاکی پیش و روی استاندار کاست.

شاید بیراهه نباشد که گفت بیشترین دغدغه حناح تندرو درسطح کشور مربوط به سیستان و بلوچستان هست مشاهده می فرمایید که بیشترین تحرکات افراط گرایان در کشور متمرکز شده در این استان چرا؟ چونکه محبوبیت و مقبولیت دولت در اینجا تقریباً یکدست شده خب طبیعی است که جریان افراط گرا تمامی توان و تلاش خویش را به کار خواهد گرفت جهت تضعیف پایگاه اجتماعی حسن روحانی در این استان.

از هوچی گری های رسانه گرفته تا اقدامات تفرقه افکنانه و ضد توسعه ای از شکستن تمام کاسه کوزه های گرانی و ناامنی در این هشت ماه بر سر دولت حسن روحانی تا به گردن انداختن ناامنی ها به مردم و مسئولین همه اینها بیانگر موفقیت سیاست های در پیش گرفته استاندار و هراس از یکدستی فضا به سمت دولت حسن روحانی است.

آیا این یکدست شدن تقریبی فضای استانی مربوط می شود به سفر روحانی به این استان؟

نزدیک به 75 درصد مردم بلوچ به حسن روحانی رای داده اند قبل از سفر روحانی به سیستان و بلوچستان در همان سه ماهه نخست عمر دولت، حسن روحانی با اجرای یک تاکتیک هوشمندانه سیاسی با انتصاب  تاریخی نماینده عالی دولت در استان دست به تثبیت پایگاه اجتماعی خویش و تلطیف فضای عمومی استان زد و از ریزش احتمالی پایگاه مهم و تاثیرگذارش در این استان جلوگیری نمود. در ادامه تلاش و سیاست های مردمی و تعاملی استاندار و همچنین روحیه مشورت پذیری بالای ایشان در کنار مهره چینی های معتدلانه فرمانداران با تکیه بر سنجش فضای شهرستانها و افکار عمومی به یکدست نمودن تقریبی فضا بنفع روحانی نقش موثری داشته و کمک شایانی نموده است.

انتصاب فرمانداران زن اعتراض هایی را در خارج از استان سیستان و بلوچستان بدنبال داشته آیا این انتصاب ها سیاست های دولتی بوده یا خواست مردم؟

مانور سیاسی بر پایه انتصاب زنان و نیزاین گونه نگرش های پوپولیستی از جنس فمنیستی حتی در کوتاه مدت محکوم به شکست است یقیناً استاندار سیستان و بلوچستان قبل از هر اقدامی دست به رصد و سنجش فضای عمومی استان در خصوص پذیرش فرمانداری زنان زده و مهمتر از آن حتماً رجوعی نموده بر پیشینه مدیریتی و اجتماعی زنان بلوچستان در منطقه.

با این تحلیل موقعیت فعلی زنان بلوچ و سنی مذهب را نباید در درون سیاست های دولتی یافت ؟پس باید آنرا در کجا جستجو کرد؟

دولتی و یا سیاسی خواندن موقعیت و موفقیت فعلی زنان بلوچ یک گمانه ضعیف و انگ ناشیانه است که متاسفانه بر اساس عدم آگاهی و شناخت کم جامعه ایرانی نسبت به هموطنان بلوچ شان حاصل شده است .

نباید جای دوری رفت باید موقعیت و موفقیت اخیر زنان بلوچ در انتخابات و انتصابات را در همینجا در فضای فعلی اجتماعی ،در سابقه و پیشینه حضور زنان در جامعه بلوچستان و در دل فرهنگ غنی مردم بلوچ جستجو کرد .

وقتی رسانه ها صرفاً نگاه تک بعدی نسبت به یک منطقه داشته باشند و تا زمانی که این شیوه نگرشی در رسانه ها اصلاح نگردد و نیز اشتهای خوراک رسانه ای با چاشنی حوادث در بلوچستان زیاد باشد و میل به پرداختن به سایر ابعاد و فرهنگ بکر و غنی مردم بلوچ کم خب طبیعتاً نتیجه اش آنچه خواهد شد که اکنون در حال وقوع است.

جدا از آنچه که گفته شد مشارکت پایین زنان و دختران و وضعیت آنها را چطور می توان تحلیل کرد؟

در یک جامعه کاملاً سنتی این ناهنجاری های اجتماعی امری رایج است این وضعیت برهمان تهران پایتخت نیز صدق می نماید اما باید پذیرفت که در برهه ای شیوع یک تفکر شبه طالبانیسم مانع از حضور زنان در اجتماع شده بود پیش از آن زنان بلوچ در مشاغلی مردانه و سخت نظیر کشاورزی و دامداری مشغول بوده اند و یا حضور همگام آنها با مردان در اجتماع و فعالیت های اجتماعی و مراسم های محلی پررنگ بوده است.

اگر تاریخ بلوچستان را تورق بفرمایید متوجه خواهید شد که تاریخ این قوم مدیون رشادت ها و قهرمانی های زنان بلوچ بوده فتح هندوستان توسط میرچاکر رند بلوچ با تدبیر یک فرمانده زن بلوچ بنام بانو«بانلی» صورت گرفته یا اینکه شیرزنی نظیر مادر میرکمبر که در ابتدا خدمتتان عرض شد جزء زنان تاریخ ساز و پیشگام بلوچ  بشمار می رود.

بحث را بیش از این مزین به گفتمان فمنیسمی ننماییم اما در باب موفقیت مدیریت سیاسی زنان بلوچ و انگ تزئینی بودن این اقدام توسط دولت باید عرض شود که طی روزهای گذشته با مدیریت مدبرانه حمیرا ریگی شیرزن بلوچ واولین فرماندار دولت تدبیر و امید پس از سیزده سال جنگ و جدال بین دو طایفه بر سر یک قتل بلاخره جلسه صلح و سازش انجام گرفت و قاتل از چوبه دار نجات یافت.

برویم سراغ نگرش های سیاسی غالب بر مردم بلوچستان چرا بیشتر این ذائقه سیاسی اصلاح طلبانه است؟

مردم بلوچ در طول تاریخ نگرشی اصلاحی نسبت به امور داشته اند هر وقت بواسطه اعمال سیاست های ناکارآمد از سوی دولت ها خطری کشور را تهدید نموده مردم بلوچ با درک شرایط دوران با فرهنگ غالب گفتمان محور و خرد جمعی خویش و با توسل به سازکارهای دموکراتیک و تمرکز بر انتخابات و صندوق های رای همگام و همراه و همنظر با سایر ایرانیان جهت تغییر وضعیت و بهبود اوضاع تلاش نموده اند.

ارسال شده توسط محمد بلوچ زهی در ساعت 06:01 ب.ظ | نظرت شما ()