تبلیغات
نوشته های محمد بلوچ زهی
چون می اندیشم پس می نویسم
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
یکشنبه 24 آذر 1392

ملت آنلاین؛ هنگامه شمش- در یک نظام دموکراتیک و مبتنی بر مردمسالاری مطلوب ترین و اساسی ترین معیار سنجش ذائقه سیاسی مردم از طریق صندوق های رای و انتخابات امکان پذیر است. در انتخابات24خردادماه 92 بالاترین آرای این دوره از انتخابات ریاست جمهوری توسط مردم بلوچستان در سبد رای دکتر روحانی قرار گرفت و بدون تردید اگر استقبال اقوام ایرانی ازنامزدی حسن روحانی نبود انتخابات نتیجه دیگری در بر داشت.از همین رو امید و انتظارها جهت تحقق پراگماتیک شعارهای دولت یازدهم در خصوص قومیت ها بویژه در استان سیستان و بلوچستان بیش از پیش بالا رفته است.

اما آنسوتر هنوز کمتر از یک ماه از انتصاب استاندار غیر بومی اما اصلاح طلب سیستان و بلوچستان نگذشته است آنطور که از ظاهر امر پیداست از سویی علی اوسط هاشمی هدف حملات پی در پی توپخانه ای افراطیون در این استان قرار گرفته است و از طرف دیگر این انتصاب مورد استقبال فعالان سیاسی و اجتماعی و تحولگرایان بلوچ و سیستانی واقع شده است.

محمد بلوچ زهی تحلیلگر مسائل بلوچستان،روزنامه نگار و پژوهشگر اقدام زودهنگام افراطیون استانی در حمله به استاندار را استراتژی« چشم غره‌ی رسانه ای» می داند و معتقد است هرگاه جریان تندرو در این استان احساس ضعف و ناتوانی در قدرت نماید از این استراتژی جهت کسب قدرت و پیشبرد اهداف مورد نظر بهره کافی را خواهد برد تا از این طریق خواسته های خویش را به کرسی بنشانند.

گفتگوی ملت آنلاین با محمد بلوچ زهی در خصوص تحولات اخیر در سیستان و بلوچستان پیش و روی شماست.

پیام حملات زودهنگام به استاندار سیستان و بلوچستان که با استقبال اقشار مختلف در این استان ظاهراً  همراه بوده؛ چیست؟

چند هدف در این حملات زودهنگام رسانه ای افراطیون به استاندار سیستان و بلوچستان که نخستین روزهای کاری خود را تجربه می کند،نمایان است نخست کوتاه شدن دست افراطیون از قدرت و وداع نیروهای نزدیک به محافل تندرو با مناصب و پست های اشباع شده دوم درگیر نمودن استاندار با حواشی و گرفتن امتیاز و کسب درجه هایی از قدرت بر اساس استراتژی« چشم غره رسانه ای» و سوم اینکه افراطیون استانی از برنامه های توسعه محور و نگاه ویژه دولت در این استان نگرانند و در تلاشند تا با حاشیه سازی مانع اجرای برنامه های راهبردی دولت در سیستان و بلوچستان شوند و این امید،اعتماد و خوشبینی که در میان افکار عمومی استانی پیش آمده را به یاس،بی اعتمادی وبدبینی از دولت تدبیر و امید تبدیل کنند.

برخی از دلسوزان و منتقدین استانی نیز نسبت به عدم شناخت علی اوسط هاشمی از جریان های موجود در استان و نفوذ یک اقلیت قدرت طلب که همان کاسبین اختلاف هستند نگرانند.امیدواریم علی اوسط هاشمی با توجه به سابقه حزبی و مدیریتی که در کارنامه کاری خویش دارد بتوانند جریان های منفعت طلب و بدخواه وحدت را از هر طیفی که باشد شناسایی و مجال عرض اندام ندهد.

شناخت این جریان های بدخواه وحدت و به تعبیر شما کاسبین اختلاف مستلزم چه قواعدی است؟

کاسبین اختلاف یک اقلیت قدرت طلب اقتدارگرا هستند که صرفاً بدنبال منفعت شخصی خویشند نه در بلوچستان نفوذ دارند و پایگاه و نه در سیستان مقبول واقع شده اند هر دو جریان بقاء و دوام خویش را در اختلاف می بینند و حاضرند بخاطر منفعت شخصی استان را به هرج و مرج بکشانند و با ایجاد چنین اوضاعی برای خود کلاهی بدوزند و جایگاهی دست و پا نمایند.

بیشتر در خصوص این استراتژی که شما از آن بنام استراتژی «چشم غره ه رسانه ای» نام می برید، توضیح بفرمایید؟

اجازه بفرمایید در همین ابتدا عرض کنم که نباید انتقادات سازنده ای که این روزها توسط برخی از منتقدان و فعالان رسانه ای و اجتماعی دلسوز جهت شفافیت و شناخت بیشتر استاندار فعلی نسبت به افراد و جریان های موجود در این استان طرح می شود را در راستای استراتژی « چشم غره ه رسانه ای» دانست و منتقدین صادق را باید همواره در ردیف کارگزاران استانی دولت یاد کرد که با جریان های منفعت طلب سوا هستند، منتقدان دلسوزی که می شود آنها را مشاوران خوبی برای استاندار فعلی عنوان نمود و در صورت توجه استاندار به منتقدین اهل دغدغه می توان آنها را بازوی صادق و توانمند دولت جهت کمک به هموار شدن مسیر توسعه این استان استراتژیک برشمرد.

و جریانی که شما آنرا طراحان استراتژی «چشم غره‌ی رسانه ای» می خوانید چه؟

جریان رادیکال و کاسبین اختلاف در استان سیستان و بلوچستان بقاء و دوام خود را در تحقق اهداف اختلاف گرایانه می یابند و در سددند با جنجال و حاشیه و پرواگاندای رسانه ای و یا طایفه ای مانع عزل و نصب ها در استان بشوند و با همین حربه دست مدیریت عالی استانی را با چنین شیوه های بازدارنده ای کوتاه نمایند و یا آنکه از طریق استراتژی« چشم غره رسانه ای» نظرات خود را به دولتمردان یازدهم تحمیل و تعمیم نمایند.این جریان وقتی می بینند از یک طرف فضا برای عرض اندام آنها فراهم نیست و از طرفی دیگر محبوبیت دولت و اعتماد به برنامه های آن در این استان بی سابقه است احساس خطر می کنند و در این صورت ناچارند برای بازپس گیری قدرت استانی به پیاده سازی استراتژی بحران زای خویش که همان استراتژی« چشم غره رسانه ای» است دست بزنند و استاندار را سرگرم حاشیه ها نمایند تا از وظایف اصلی و اهداف مورد نظر دولت در این استان باز بماند و اینکه با پروپاگاندای رسانه ای مسیر را به سمت تحقق اهداف و خواسته های خویش سوق دهند.

به نظر شما انتقاد از فعالیت های فیسبوکی استاندار سیستان و بلوچستان در همین راستاست؟

دقیقاً. متهم ساختن هاشمی به بی قانونی و زیر سوال بردن گزارش کاری وی به مخاطبان از این شبکه اجتماعی فراگیر در حالی صورت می گیرد که در ابتدا اکثر قریب به اتفاق دولتمردان یازدهم با راه اندازی پیچ در فیسبوک این شیوه را جهت گزارش دهی و پاسخگویی به سوالات و مطالبات افکار عمومی برگزیده اند و دوم اینکه باید توجه داشت که مقام معظم رهبری نیز در خصوص فعالیت در فیسبوک فرموده اند«به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.».چندی پیش نیز شهریاری رییس مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه گفته بود:« عضویت در فیس‌بوک جرم نیست، بلکه کاری که فیس‌بوک می‌کند جرم است».

یکی از استراتژی های این جریان در مقابل رقیبان خود در وهله نخست متهم ساختن آنها به تخطی از قانون است و بعد از آن وارد ساختن انواع اتهام و برچسب های واهی غیر اخلاقی و... جهت از میدان به در نمودن رقیبان و منزوی ساختن نیروهای دلسوز نظام از میدان است.

اگر به پیشینه و سابقه این جریان نوظهور که نقش عمده ای در رادیکال نمودن فضای سیستان و بلوچستان و ایجاد اختلاف دارد توجه شود همواره خود را حق و دیگران را باطل جلوه می نماید و فعالیت های فرافکنانه و اختلاف برانگیز خویش را قانونی و رفتارهای رقیبان و دوستداران نظام را غیرقانونی می خواند.

البته این جریان علی رغم ادعاهایشان همیشه نان همین اختلاف های را می خورند و بدلیل رفتارهای افراط گرایانه خود بهانه بدست معارضین و معاندین می دهند به اعتقاد بنده دو جریان افراطی در استان هستند که بقاء شان در تقابل با همدیگر است و هر دو مکمل همند.

برگردیم به عملکرد سه ماهه دولت یازدهم در امور اقوام شما آنرا چطور ارزیابی می کنید؟

هنوز هیچ اقدام عملی در سیستان و بلوچستان مبنی بر تحقق شعارهای انتخاباتی دولت تدبیر و امید انجام نشده است اما تحقق وعده های انتخاباتی دولت حسن روحانی ابتدا در کوتاه مدت،میان مدت و داز مدت باید بررسی شود.

وعده های کوتاه مدت دولت که همان انتصاب نیروهای شایسته قومیت ها در پست های مهم استانی وفرا استانی و نیز گشودن درهای استخدامی دولت بر روی خیل عظیم بیکاران این استان است هنوز عملی نشده اما باید صبر پیشه کرد چرا که سه ماه زمان زیادی نیست.

در سه ماهه اول عمر دولت وعده های کوتاه مدتی که بدان اشاره شد باید تحقق یابد و بعد در سه ماه دوم تا شش ماهه اول یعنی در میان مدت مردم انتظار دارند گام های اولیه توسعه اقتصادی استان بطور جدی برداشته شود و مردم تغییر مبتنی بر تدبیر را لمس نمایند و همچنین وعده های بلند مدت در یک الی دو سال بعد که قول های داده شده دولت مبنی بر ایجاد یک منطقه استراتژیک در سیستان و بلوچستان بود حاصل شود تا مردم استان به آنچه که وعده داده شده است به آن برسند.

آیا عدم شناخت کافی استاندار غیر بومی از فضای سیستان و بلوچستان ممکن است شرایط پیش و رو را برای وی سخت تر نماید؟

قطعاً همین طور است در ابتدا باید استاندار جریان شناسی قوی و هوشمندانه ای را در این استان داشته باشد تا به شناخت کافی نسبت به جریان های موجود استانی دست پیدا کند و این شناخت منجر به تحقق موفقیت آمیز وعده های کوتاه مدت دولت که همان انتصاب نیروهای شایسته بومی به مناصب و پست های استانی از جمله معاونین خویش، مدیران کل، فرمانداران و... است بشود در غیر این صورت واقف نشدن بر جریان ها کار را برای اجرای وعده ها دشوار خواهد ساخت.

عده ای از افراد و جریان ها همواره اصرار دارند در قدرت بمانند و با پرواگاندای رسانه ای یکی از اهداف استراتژی«چشم غره رسانه ای» است جهت تثبیت مهره های نزدیک به خود و بازدارندگی از بکارگیری نیروهای شایسته معتدل هدف نهایی آنهاست.

چطور می شود به شناخت جریان های موجود در این استان دست یافت؟

بیش از هر چیز ابتدا باید رفتارشناسی جریان ها جهت کسب قدرت در دستور کار قرار گیرد و نیت آنها از این اقدامات. آنچه که هم اکنون در حال وقوع است بهترین امکان را برای شناخت جریان ها فراهم خواهد ساخت یعنی رصد روش ها و رفتارهای مختلف جهت کسب جایگاه و ثبیت در قدرت.دو گروهی که خدمتتون عرض شد هر دو دارای رفتارهای مشابهی هستند یکی با ساز و کارهای سنتی و دیگری با ابزارهای مدرن خواهان فشار به استاندار جهت نفوذ در قدرت استانی هستند.

یکی از طریق پایگاههای سنتی و ارتباطات طایفه ای سعی دارد خود را تثبیت و یا غالب نماید و دیگری از طریق پروپاگاندای رسانه ای که همان استراتژی« چشم غره رسانه ای» است ابتدا با فشار،پرونده سازی رسانه ای،تخریب،اتهامات مختلف سعی می نماید مانع از ورود شایستگان قومی به دولت شوند و بعد از این اقدامات فضا را جهت تصاحب قدرت مهیا نماید.

با این وضعیت نیروهای تحولگرا و روحانیون بلوچ در کجای معادلات این استان قرار دارند؟

سوال بسیار مهم و بجایی است. برای اولین بار روحانیون و تحولگرایان که طیف دوم عمدتاً از نیروهای جوان و تحصیلکرده بلوچ هستند و نیز هر دو طیف در زمره حامیان دولت بشمار می روند بر سر انتخاب یک گزینه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم وحدت نظر داشتند که این امر را باید به فال نیک گرفت و امیدوار بود با این تفاهم سیاسی بوجود آمده در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر و روستا انتخاب ها مسیر کیفی تری را در این استان بدنبال داشته باشند.

ارسال شده توسط محمد بلوچ زهی در ساعت 04:25 ب.ظ | نظرت شما ()