تبلیغات
نوشته های محمد بلوچ زهی
چون می اندیشم پس می نویسم
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
سه شنبه 27 تیر 1391

P1070831.JPGمحمد بلوچ زهی: به جرات می توان گفت سازها و آلات موسیقی ابداع شده توسط بشر که الهام گرفته از وزش باد،صدای آب، صدای تنه درختان،آوای پرندگان و ... بوده است در زمره اولین آلات موسیقی دست ساخته بشر بشمار می رود که اکنون به سازهای بادی و کوبه ای نظیر«نی،سرنا،طبل و دهل» مشهور هستند و پس از آن انسانهای اولیه با نواختن اینگونه اصوات به اجرای حرکات موزون بر گرفته از محیط پیرامون خویش می پرداختند.
حال هنر لانگو«laango» در بلوچستان ایران زمین نیز جزء همین معدود هنرهای فولکلور هندواروپایی است که در حال حاضر با سازهای اولیه دست ساخته بشر و حرکات موزون برگرفته از محیط طبیعی، آخرین نسل از بازماندگان این هنر تاریخی را در میان قوم بلوچ ایرانی تجربه می کند و بیم آن می رود که با توجه به عدم رغبت نسل جدید جهت یادگیری این هنر دیرینه از پدران خویش در معرض خطر انقراض قرار گیرد.
با آنکه امروزه تب مدرنیزه شدن بخش بزرگی از فرهنگ و سنن اقوام و ملل مختلف را تحت تاثیر خود قرار داده است اما لانگو«laango» ها که از میراث داران واقعی یک هنر فاخر و منحصربفرد در بلوچستان هستند؛ می کوشند تا اصالت هنر خویش را حفظ نموده و به آنچه که از گذشتگان خود به ارث برده اند، پایبند باشد.
هنر لانگو«laango» آمیزه ای از موسیقی و رقص فولکلور است این رقص مفهومی الهام گرفته از حرکات پرندگان و چرندگان و محیط پیرامون انسانهاست و هنرمند می کوشد با استفاده از حرکات موزون بصورت یک یا چند نفره اثری را خلق نماید که دارای بار مفهومی فراوانی باشد.این هنر بر خواسته از آداب و رسوم کهن ایران زمین و فرهنگ فولکلوریک ملل بخصوص فولکلور هندواروپایی با تاکید بر ملودی های اصیل بر جای مانده از هزاران سال پیش مردم بلوچ در قالب حرکات موزون اجرا می گردد.

لانگو«laango» در میان مردم بلوچ از طرفداران بسیاری برخوردار است و یکی از دلایل ماندگاری این هنر در بلوچستان علی رغم فراوانی گونه های مختلف موسیقی و سبک های فراوان رقص فولکلور که در زبان بلوچی(ناچ)«nach» خوانده می شوند ؛ کاربرد فراوان آن در مراسم های مختلف است و این امر سبب شده تا این گونه فاخر هنر در میان مردم بلوچ تداوم یابد و همچنان رواج داشته باشد.

در میان طوایف مختلف قوم بلوچ «لانگو»ها یک تیره از طایفه خاص و هنرمند بشمار می روند که این طایفه هنرمند در بلوچستان به طایفه اُستا «osta» یا لوری«luori»شهرت دارند. اُستا در لغت به مفهوم لغت «استاد»ی است که در زبان فارسی به معنی حاذق گردیدن و ماهرت لازم را در کاری دارا بودن،کاربرد دارد.
طایفه اُستا «osta» یا لوری«luori» که «لانگو»ها از دل این طایفه برخواسته اند صنعت گران و هنرمندان چیره دست قوم بلوچ هستند که در حرفه های خاص تخصص دارند و در مشاغلی نظیر: درود گری،طلاسازی،آهنگری، هنر و موسیقی اشتغال دارند و تامین کننده بخش بزرگی از صنایع سنتی بلوچستان از گذشته تا کنون بوده اند.
«لانگو»ها از گذشته تا به امروز در زمینه موسیقی و رقص های فولکلور اشتغال داشته اند و از همین راه امرار و معاش نموده اند به عبارتی دیگر می تواند گفت شغل اصلی این تیره از طایفه اُستا «osta» یا لوری«luori» هنر «لانگو»ست اما در کنار آن به پیشه درودگری که در زبان بلوچی آنرا دار تراش «daar terrash» می نامند نیز فعالیت داشته و دارند.
بیشترین تمرکز «لانگو»ها در درودگری ساخت انواع آلات موسیقی از قبیل: تنبورگ، سرود (قیچک)،رباب و بینجو است و از همه مهمتر این صنعت گران سازنده مهمترین ابزار کار خویش جهت هنر لانگو یعنی «دهل» و «سرنا» می باشند.
از گذشته های دور هنر لانگو منحصر به طایفه هنرمند «اُستا» یا لوریگ«luorig» بخصوص تیره دار تراش«daar terrash» بوده است اما اکنون طوایف مختلفی مانند درزاده«darzade» و نوَکر«novkar» یا غلام«gholam»با توجه به جذابیت این هنر و کاربرد زیاد آن در مراسم های شادی به «لانگو» گری مشغول هستند.
عده ای از «لانگو»ها بر این باورند که: این هنر ترکیبی از آداب و سنن فرهنگ هندواروپاست و برخی دیگر پیدایش هنر «لانگو» را در کشور هندوستان و پاکستان می دانند که هزاران سال قبل بر اثر مهاجرت ها به بلوچستان منتقل شده و بعدها با رقص فولکلور بلوچی آمیخه شده است.
اما برخی نیز معتقدند: چندین دهه پیش هنر لانگو توسط برده هایی که از کشورهای آفریقایی به حکام بلوچستان به فروش رسیده اند؛ انتقال یافته و این هنر در میان نسل های امروزی برده ها که طایفه نوَکر «novkar» یا غلام«gholam» را در بلوچستان تشکیل می دهند،رایج است.
در مراسم شب عروسی مردمان بلوچ، «لانگو»های ماهر بعد از شام تا دمدمه های صبح بصورت انفرادی و یا دو تا چند نفری به همراه نوازندگان به هنرنمایی مشغول می شوند و آلات موسیقی بکار برده در اجرای«لانگو» سازهای کوبه ای دهل و طبلا و ساز بادی سرنا یا سورنا می باشد.
در مراسم اجرای«لانگو» از مهمترین سبک هایی مورد استفاده در این هنرنمایی دیدنی سبک کوپگو «kuopagoo« و کبگی لودگ«kabgee lodag» است که سبک کوپگو الهام گرفته شده از راه رفتن اسب راهوار و تداعی گر شکار با این حیوان می باشد و نیز بیشتر حرکات موزون بکار رفته در اجرای «لانگو» الهام گرفته از طبیعت و محیط پیرامون انسان هاست.
همچنین سبک کوپگو«kuopagoo« با استفاده از حرکات پا ، دست و شانه ها اجرا می شود اما در سبک کبگی لودگ«kabgee lodag» که تداعی کننده راه رفتن توام با ناز و عشوه پرنده ای زیبا بنام چاهی کپوت «chahi kapuot» یا کبوتر وحشی است رقصنده با تمرکز برحرکات سر و گردن حرکات دست ، پای و شانه ها را نیز در این سبک دخیل می کنند.
«لانگو»ها اکثر در محدوده جغرافیایی مکران«makkran» یعنی جنوب بلوچستان فعالیت دارند که بیشترین تمرکز و استقرار آنها در بخش قصرقند،بنت و فنوج شهرستان نیکشهر ،منطقه دشتیاری شهرستان چابهار و بخش هایی از شهرستان های سرباز و سراوان بصورت پراکنده است.
برجسته ترین اساتید بنام این هنر:«دادخدا»«دلوش عالی»،«میا گل محمد»«ابول دلوش» ،«ملنگ دلوش»،«پیربخش صاحبداد»در بخش قصرقند و بنت شهرستان نیکشهر ،بخش دشتیاری شهرستان چابهار و شهرستان ایرانشهر مشغول بوده و یا هستند.
امروزه با وجود آنکه هنر لانگو«laango» همچنان در جشن های عروسی مورد استفاده مردم بلوچ قرار می گیرد اما این هنرمندان فاخر باتوجه به هزینه های سنگین زندگی که درآمد حاصله از «لانگو» گری به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیاز معیشتی خانواده های پر جمعیت این هنرمندان باشد؛ در کنار آن به ناچار به مشاغل سختی که حتی در شان و منزلت تنها بازماندگان هنر لانگو نیست؛ روی می آورند.
«لانگو» با سختی و مشقت های فراوانی نسل به نسل و سینه به سینه توسط اجداد آنها منتقل و محفوظ مانده اما با وجود کاربرد نسبتاً خوب آن در مراسم های مختلف؛ ولی آنچه که دلسوزان و علاقمندان به فرهنگ و هنر ایران زمین را نگران نموده عدم تمایل فرزندان «لانگو»ها به زنده نگه داشتن این هنر و یادگیری آن است که این عدم علاقمندی فرزندان «لانگو»ها و نسل جدید ؛ آینده لانگو«laango» ها را در هاله ای از ابهام قرار داده و خطر زوال این هنر ناب همانند سایر آئین ها و آداب و رسوم مردم بلوچ که تمدنی کهن در آن نهفته ؛از مهمترین دغدغه های علاقمندان به این هنر فاخر می باشد.
بخش های مختلف دولتی و مسئولین مربوطه می بایست با حمایت های خود از جمله بیمه نمودن هنرمندان و ارائه خدمات مختلف تلاش نمایند ضمن تشویق و بوجود آوردن فضایی مطلوب جهت درآمدزائی و بازاریابی لانگوها نسل جدید این هنر منحصربفرد را جهت فراگیری هنر لانگو راغبت نمایند تا این هنر از خطر زوال نجات یابد.
یکی از دلایلی که هنوز حیات «لانگو» ها را تدام بخشیده است ترکیب هنرمندانه موسیقی و نمایش بدون کلام به همراه حرکات موزون فردی و یا گروهی است که هنرمندان ساعت ها با هنرنمایی ناظران را در جای خود میخکوب می نمایند.
هنرمندان با استفاده از صدای ناشی از زیورآلات مختلف که بر تن و دست و پای خود بسته اند هارمونی زیبا و گوشنوازی را توام با صدای دهل و سرنا بوجود می آورند و می شود گفت زیورآلات استفاده شده بر تن رقصنده ها را نیز می توان جزء آلات موسیقی در «لانگو» برشمرد.
معمولاً در یک فضای باز و بزرگ جمعیت چند صد نفره که همان میهمانان دعوت شده به مراسم هستند با نظمی خاص بر روی حصیرهای پهن شده نشسته و دایره ای بزرگ را بوجود می آورند.
ساعاتی بعد از شام و پذیرایی در دل دایره تشکیل شده، دهل و سرنا شروع و پس از اجرای یک مقام موسیقایی ملایم بنام نازینک«nazink» که معمولاً آغازگر هنر «لانگو»ست هنرمندان لانگو آرام به هنرنمایی می پردازند.
مقام نازینک«nazink» یکی از ماندگار ترین آهنگ های فلوکلور مردم بلوچ است و آغازگر هنر لانگو و همچنین سبک های مختلف هنر موسیقی از جمله مقامی،صوت،حماسی،فلوکلور و سایر سبک های موسیقی بلوچ می باشد.
از ترانه های مشهوری که در مقام نازینک«nazink» کاربرد دارد می توان به عاشقانه هانی و شی مرید«hani o sheymorid» یا مشکتی میروک«mashkati meyrok» که از ماندگار ترین منظومه های عاشقانه بلوچ بشمار می روند، اشاره نمود.
با آغاز لانگو موسیقی آرام شروع می شود و به مرور زمان به اوج می رسد این اوج موسیقی اکثر ناظران و جمعیت را تحت تاثیر خود قرار داده و به وجد می آورد که در این هنگام تعدادی از تماشاگران جوان به «لانگو»ها می پیوندند و آنها را تا مدتی همراهی می نمایند.
در همین حال عده ای دیگر از ناظران با تولید صداهایی بلند که در اصطلاح زبان بلوچی به آن کوکار«kuokar» گفته می شود به گرمی مجلس و شور و هیجان آن کمک می کنند و تولید این صداها توسط تماشاگران به نشانه تشویق هنروران نیز صورت می گیرد و به نوعی مکمل مراسم لانگو«laango» هاست.
برخی از لانگو«laango» ها معتقدند اصطلاح لانگو بر گرفته از لانکیگ«lankig» یا لَنگ«long» و دستار است چرا که مردان به هنگام اجرای لانگو، لانکیگ «lankig» را که نوعی دستار بلند مردم بلوچ است به کمر می بندند تا بیشتر بر حرکات خود تسلط پیدا کنند و با استفاده از لانکیگ بتوانند قدرت مانور بیشتری داشته باشند.
هنر لانگو در میان بومیان بلوچ کشور پاکستان،هندوستان و کشورهای شیخ نشین از قبیل مسقط،قطر ، بحرین و امارات نیز رواج دارد اما نوع اجرا و ریتم کار در هر کدام از کشورها بعدها بر اساس محیط اجتماعی آنجا تغییر یافته است.
همچنین مشابه این هنر در میان مردم کشورهای آفریقایی نیز رایج است و گفته می شود در این کشورها هم این هنر به نام لانگو«laango» شهرت دارد که در صورت صحت چنین ادعایی ، باید مفهوم لانگو را فراتر از مفهوم کنونی رایج در زبان و فرهنگ عامه مردم بلوچ جست.
«لانگو»های ایرانی بر این باور تاکید دارند که هنر لانگو توسط اجداد آنها به کشورهایی که قوم بلوچ در آنجا سکنی دارند،انتقال یافته است.
در گذشته و حال حاضر «لانگو»های بلوچ ایران زمین همانند اجدادشان جهت اجرای این هنر در مراسم های عروسی و جشن های شادی از طرف کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و پاکستان دعوت شده و به اجرای برنامه می پردازند.
به اعتقاد کارشناسان اجرای برنامه توسط اجداد لانگو«laango»های ایرانی در کشورهای مختلف از گذشته های دور متداول بوده و هست که این موید اصالت و غنای هنر «لانگو»های ایرانی است و نشانگر آن است که هنر لانگو توسط هنرمندان بلوچ ایرانی به بومیان بلوچ کشورهای همسایه منتقل شده است.
اما آنچه که بر ادعای برخی از هنرمندان لانگو«laango» در خصوص پیشینه هندواروپایی این رقص و آئین سنتی صحه می گذارد کتابی به نام«رمز و نمایش در ریگ ودا» اثر شرودر است.
دکتر «بهار مختاریان» در یک مقاله پژوهشی به عنوان رقص نزد طبقه جنگاور هند و اروپایی نیز به این کتاب استناد می کند و می نویسد: شرودر در کتاب " رمز و نمایش در ریگ ودا(" Schroeder L., Mysterium und Mimus im Rigveda, Leipzig, 1908 ) )رقص را دارای قدرت اجتماعی بسیار زیادی می داند که می تواند شمار بسیاری از مردان و زنان و جوانان را در حرکت های منظم و بر اساس قواعدی ثابت ، موزون و معینی متحد سازد. به همین دلیل تاثیری اجتماعی دارد.
شرودر اهم توجه ی خود را بر روی شواهد ودایی، ژرمنی، یونانی و رومی قرار داده است و توانسته است ارتباط این رقص را با باورهای طبقه ی جنگاور فرهنگ هند و اروپایی نشان دهد.
او در این کتاب بر اساس سبک برخی از سرودهای ودا سه نمایش دراماتیک را شناسایی می کند: 1- nṛitta به معنی صرف رقص 2- nṛitya رقص با حرکات نمایشی اما بی کلام 3- nâṭya رقص با کلام. او ریشه ی naṭ که در واقع از nart گرفته شده به معنی "رفصیدن" می داند که در شکل سببی nâṭyati به معنی "به شکل هنرپیشه چیزی را نمایش دادن" است. و nâṭya به معنی "رقص، هنرپیشگی، نمایش بر صحنه " است. (بهارمختاریان- انسان شناسی و فرهنگ).
اما با پژوهش های شرودر به اثبات هندواروپایی بودن اینچنین رقص هایی که مشمول لانگو نیز می گردد ،اطمینان حاصل می شود که رقص لانگو نیز زیر مجموعه ای از همین رقص های آئینی و سنتی هندواروپاست.
نکته جالب توجهی که شرودر بدان اشاره می نماید بکار بردن واژه naṭ به معنی رقصیدن است که در واقع از nart گرفته شده است و در زبان بلوچی نیز رقص را ناچ «nach» می نامند و نزدیکی شکل ظاهری و مفهومی واژگان دو زبان نیز جالب توجه است . همچنین کلمه نارت« nart» که شرودر آنرا ریشه اصلی لغت رقصیدن می داند در چند گویش زبان بلوچی به معنی بازی یا بازی کردن ،کاربرد دارد.
آنچه که حائز اهمیت است بکر بودن و مهجور ماندن این هنر در ایران می باشد چرا که هنوز هیچ تحقیق و کار مکتوب و مستندی در این زمینه توسط محققان و پ‍ژوهشگران داخل و خارج از کشور صورت نگرفته است و همین مسئله بر اهمیت هنر «لانگو»ی ایرانی می افزاید.

این گزارش بجزء از سایت انسان شناسی و فرهنگ در وی‍ژه نامه روزنامه شرق نیز انتشار یافته است.

ارسال شده توسط محمد بلوچ زهی در ساعت 03:43 ب.ظ | نظرت شما ()